انتخاب اصلح در اندیشه امام و رهبری

انتخاب اصلح در اندیشه امام و رهبری


از رموز اصلی دوام انقلاب اسلامی ، یکپارچگی و حضور مردم در صحنه های مختلف سیاسی و اجتماعی بوده و هست. بارز ترین نماد این حضور ، در موسم انتخابات و شرکت مردم در پای صندوق های اخذ رأًی می باشد. در اندیشه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) یک انتخاب ایده ال بر دو اصل مبتنی است : 1- مشارکت و حضور حداکثری مردم 2- انتخاب اصلح از ناحیه مردم .

مشارکت و حضور حداکثری مردم در نگاه امام و رهبری ، قطع نظر از اینکه یک تکلیف شرعی و وظیفه ملی شمرده شده ، از عوامل تثبیت، پیشرفت و اقتدار نظام اسلامی به حساب آمده و قطع امید دشمنان از تسلط مجدد بر این سرزمین را سبب می شود . اهمیت این موضوع تا آن حد است که رهبر فرزانه انقلاب، متواضعانه از تمامی ایرانیان، حتی کسانی که نظام و رهبری را قبول ندارند درخواست می کنند تا به هدف سربلندی ایران عزیز و توسعه و پیشرفت آن و مصون ماندن کشور از تهدیدات خارجی، در پای صندوق های اخذ رأی حاضر شوند چرا که حضور یکپارچه و منسجم مردم در عرصه های تعیین سرنوشت، همچون انتخابات، قدرت و اراده ملی جامعه را در دفاع از تمامیت ارضی و توسعه و آبادانی کشور به نمایش می گذارد. نکته ای که تمام ایرانیان از هر قوم و نژاد و گروه و جناحی بر آن اتفاق نظر دارند .

اصل دوم در یک انتخابات مطلوب، انتخاب فرد اصلح و یا افراد صالح برای سپردن مسئولیت های کلیدی تقنینی، اجرایی و نظارتی جامعه به آنان است . این اصل اگر چه در رتبه دوم از اهمیت نسبت به اصل نخست قرار دارد لیکن دقت و سفارش به آن در بیانات امام راحل (ره) و خلف صالحش رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب اسلامی، به وفور به چشم می خورد. در همین رابطه امام راحل(ره) در پیام خود به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی می فرمایند: " یکی از وظایف مهم شرعی و عقلی ما برای حفظ اسلام و مصالح کشور، حضور در حوزه های انتخابیه و رأی دادن به نمایندگان صالح، کاردان و مطلع از اوضاع سیاسی جهان و سایر چیزهایی است که کشور به آنها احتیاج دارد، چه از روحانیون باشند، چه نباشند و مجلس همچنان که محتاج به علماء و روحانیون مطلع از احکام شرعی و سیاسی اسلام است، محتاج به متخصصین رشته های مختلفی است که کشور احتیاج به آنها دارد."

در همین رابطه و در جایی دیگر آن پیر سفر کرده می فرماید: "انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد و همه چیز را بفهمد. چون در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می کنید و این یک محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خودتان." (صحیفه نور،جلد18 ص152)

در باب اهمیت انتخاب اصلح ، به عنوان یکی از دو اصل اساسی در انتخاب مطلوب، حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) خطاب به مردم می فرمایند: " به نظر من مهمترین شرایط نماینده عبارت است از این که متدین، کارآمد، دلسوز و شجاع باشد. اگر این چهار شرط در نماینده ای جمع شد، همان کاری که شما آرزو و توقع دارید، انجام خواهد داد. نماینده باید متدین باشد، بی دینی و بی تقوایی چیز بدی است هرجا باشد، انسان را آسیب پذیر می کند. اگر در جای حساسی باشد، آسیب پذیری آن بسیار گران تمام خواهد شد. نماینده باید کارآمد هم باشد. بعضی ها متدین هستند اما از آنها کاری ساخته نیست. باید به گونه ای باشند که بتوانند وظایفی را که بر عهده شان قراردارد انجام دهند." (بیانات رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران 24/11/1383)

امید است با تأسی به فرمایشات معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی(ره) و روشنگریهای حکیمانه رهبر انقلابی و فرزانه مان، توفیق یابیم فرد اصلح و یا افراد صالحی را برگزینیم که انتخابشان موجبات تقویت نظام اسلامی را فراهم می آورد و آرزوهای دشمنانمان را بر باد می دهد. 

 

[ دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۱۹ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

عبایی که جا ماند! /ای کاش من هم یک فرزند شهید بودم!

عبایی که جا ماند! /ای کاش من هم یک فرزند شهید بودم!
تاریخ انتشار : شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۰۱
 
پدر شهید مالامیری که از روحانیون مدافع حرم است بدون عبا مقابل آقا ایستاده؛ انگار شوق دیدار موجب شده عبای پدر شهید جابماند. آقا می‌پرسند: «عبایتان را کجا گذاشتید؟» پدر شهید می‌گوید: یادم رفت!
عبایی که جا ماند! /ای کاش من هم یک فرزند شهید بودم!
به گزارش جهان، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری حواشی دیدار رهبرمعظم انقلاب با خانواده معظم شهدای مدافع حرم را در آستانه ولادت عمه‌ی سادات منتشر کرد، ولادت عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها فرصت خوبی است برای یاد کردن از شهیدانی که این روزها دوباره فضای زندگی ایرانیان را به عطر شورانگیز شهادت معطّر کرده‌اند. شهیدانی که «حقیقتاً حق بزرگی بر گردن همه ملت ایران دارند. (بیانات در دیدار خانواده‌های شهیدان مدافع حرم ۵/بهمن/۹۴)» تمام این شهیدان یک صفت مشترک دارند: "شهید مدافع حرم" امتیازی که آنان را متمایز کرده است: «اگر اینها نمی‌رفتند و دفاع نمی‌کردند، امروز دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام حرم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را با خاک یکسان کرده بودند، سامرا را با خاک یکسان کرده بودند و اگر دست‌شان می‌رسید کاظمین و نجف و کربلا را هم با خاک یکسان می‌کردند.(بیانات در دیدار خانواده‌های شهیدان مدافع حرم ۷/دی/۹۴)»

اما فقط دفاع از حرم نیست که به آنها جلوه دیگری داده، امتیاز دیگرشان کوتاه کردن دست متجاوزان از خاک ایران اسلامی است؛ آن هم نه در مرزهای کشور که کیلومترها دورتر از آن، و دفاع از کشور، دین و انقلاب اسلامی است؛ شهیدان مدافع حرم «با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه نمی‌کردند، این دشمن می‌آمد داخل کشور. اگر جلویش گرفته نمی‌شد ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و در بقیه استانها با اینها می‌جنگیدیم و جلوی اینها را می‌گرفتیم. در واقع این شهدای عزیز ما جان خودشان را در راه دفاع از کشور، ملت، دین و انقلاب اسلامی فدا کردند. (بیانات در دیدار خانواده‌های شهیدان مدافع حرم ۵/بهمن/۹۴)»

امتیاز دیگر این شهیدان که حکایت از مظلومیت آنها دارد، «شهادت در غربت» است. «امتیاز سوم هم این است که اینها در غربت به شهادت رسیدند. این هم یک امتیاز بزرگی است و پیش خدای متعال فراموش نمی‌شود. ۵/بهمن/۹۴»

ولادت با برکت دختر امیرالمؤمنین علیهما السلام، که حالا دفاع از حریم پاکش نمادی است برای دفاع از «حریم اسلام»، بهانه‌ای است برای انتشار حاشیه‌‌های یکی از دیدارهای خانواده‌های شهیدان مدافع حرم با رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیت رهبری (در تاریخ ۵/خرداد/۱۳۹۴).
 


ای کاش من هم یک فرزند شهید بودم!

از سر و صدای بچه‌های خردسال، می‌شود حدس زد که خانواده‌های شهیدی که امروز مهمان آقا هستند، از طایفه شهدای جدیدند؛ همانهایی که نامشان این روزها بیشتر شنیده می‌شود: "شهدای مدافع حرم".
 


مگر این بچه‌ها می‌گذارند تا در محضر آقا خیلی جدی و رسمی باشی! راستش را بخواهی اصلاً نمی‌توانی در مقابل ناز و ادای گاه و بی‌گاه این کودکان معصوم بی‌تفاوت باشی و همانقدر که دلت با صاحب مجلس است، فکرت با این کودکان! تویی و نازهای فرزندان خردسال شهیدان مدافع حرم؛ دوست داشتن که نه، اصلاً انگار دِینی به گردن توست تا برای لحظه‌ای هم که شده آنها را در آغوش بگیری و دست نوازش به سرشان بکشی و برای لحظاتی هم که شده با محبت خود، جای خالی بابای شهیدشان را پر کنی! اما این دغدغه و نگرانی خیلی زود از بین می‌رود. زمانی که رفتار سرشار از عاطفه آقا را با فرزندان شهید می‌بینی و بوسه‌باران گونه‌های فرزندان شهید را؛ پر بیراه نمی‌گوید یکی از حاضران در مجلس که "ای کاش من هم یک فرزند شهید بودم!"

اما دلم برای دختر خردسال با آن موهای دم خرگوشی‌‌اش سوخت. تقلای این طفلک معصوم برای دیدن آقا دیدنی بود. قبل از آغاز مراسم خود را به صندلی آقا رساند و مدتی روی آن نشست. وقت آمدن آقا نیز مادر محکم دستش را گرفت و اجازه نداد تا به سمت ایشان برود. هرچقدر هم تلاش کرد تا در هنگام نماز با گذشتن از صف‌ها خود را به امام جماعت برساند، موفق نشد. اما برنامه که شروع شد، بالاخره توانست دستش را از دست مادر جدا کند و به آقا برسد و کنار صندلی ایشان جا خوش کند. چادرش هم همراهش بود؛ اما این پایان ماجرا نبود؛ آنقدر کنار آقا ورجه وورجه کرد تا خسته شد؛ وقتی نوبت به خانواده شهیدش رسید، حیف که دیگر خواب بود و از لذت چشیدن طعم لبخند و بوسه‌های آقا در بیداری محروم شد.
 
 


آغازگر این ضیافت، بیانات آقا در وصف شهدای مدافع حرم و امتیازات آنها نسبت به دیگر شهیدان است؛ «اقدام داوطلبانه»، «اعتقاد خالصانه با پشت سر گذاشتن هیجانات جوانی»، «پشت کردن به تعلقات زندگی و زن و فرزند» و «دفاع از حریم اهل‌بیت‌ علیهم السلام» چهار شاخصی است که آقا برای این شهیدان می‌شمردند و تاکید می‌کنند «چهارمین ویژگی بالاترین آنهاست.»
 
پرواز به بهشت

شاید گُل سخنان آقا اشاره‌شان به روایاتی از معصومین علیهم‌السلام است که خانواده‌های شهیدان را حسابی دلگرم می‌کند و لبخند شادی و رضایت را بر لبان آنها می‌نشاند: «ما در روایاتمان مواردی را داریم که ائمه علیهم‌السلام به عده‌ای از شهدا اشاره کردند و گفتند که اینها اجر دو شهید را دارند. در مورد یک گروهی از مجاهدان زمانِ ائمه علیهم‌السلام روایت است که اینها در روز قیامت از روی شانه‌های بقیه مردم عبور کرده و به بهشت می‌روند؛ خدا اینها را پرواز می‌دهد. من در مورد شهدای شما یک چنین تصوری دارم؛ من خیال می‌کنم اینها همان‌هایی هستند که هر یک شهیدشان، اجر دو شهید دارد؛ گمان می‌کنم اینها از جمله کسانی هستند در روز قیامت -که همه ما گرفتاریم، همه ما مبتلا هستیم؛ در روز قیامت اولیاء هم مبتلا هستند؛ در آن روز- این جوانان، فرزندان، همسران و پدران ما به لطف الهی به سمت بهشت پرواز می‌کنند، و دیگران به حال اینها غبطه می‌خورند، اینها از این قبیل‌اند.»

نوبت گفت‌وگوی دو طرفه خانواده‌های شهیدان با آقا می‌رسد. اولین خانواده، خانواده شهید «هادی کجبافی» از اهواز است. آقا با تجلیل از همسر شهید رشته سخن را به‌دست می‌گیرند: «شنیدم شما در مراسم همسر شهیدتان بیانات خوبی داشتید؟» همسر شهید، قرآنی پاسخ می‌دهد: «هذا من فضل ربی»

ماجرای صحبتهایی که تجلیل آقا را برانگیخته از این قرار است که همسر شهید در یابود شهیدش در اهواز به درخواست تروریست‎ها برای فروختن پیکر شهید کجبافی پاسخ داده و گفته بود: «ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را که در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم. شنیده‌ایم که برای تحویل شهید عزیزمان دشمن پیشنهاد هزینه‌ای گزاف داده است، ولی به عنوان خانواده شهید راضی به این کار نیستیم، حاضر نیستیم حتی یک ریال نیز برای تحویل پیکر پاک شهیدانمان به داعش پرداخت شود.»

نوبت به فرزندان شهید می‌رسد. یکی از پسران در پاسخ به آقا که از ازدواج او می‌پرسند، می‌گوید: «می‌خواستیم عروسی کنیم که پدر شهید شد و نشد» آقا می‌گویند: «چه اشکالی دارد؟ اشکالی ندارد. عروسی کنید. ان‌شاءالله شما بچه‌های خوب و حزب اللهی هرچه فرزند بیشتر بیاورید نسل جماعت حزب اللهی در کشور بیشتر می‌شود.»
 
خانواده شهید "حسین بادپا" از کرمان دومین خانواده شهیدی است که مورد تجلیل آقا قرار می‌گیرد. پدر پیر شهید لنگ لنگان خود را به آقا می‌رساند؛ پیرمرد نمی‌تواند جلوی اشکش را بگیرد و با اشک بر پیشانی آقا بوسه می‌زند.
 
 


مادر شهید می‌گوید: "آقا را اذیت نکن!" آقا پاسخش را با خنده می‌دهند: «اذیت که نیست خانم!» پدر و مادر شهید دعا می‌کنند که دیگر فرزندانشان هم در راه ولایت فدا شوند؛ دختر شهید از آقا برای کنکورش التماس دعا دارد؛ آقا هم برایش دعا می‌کنند: «ان‌شاءالله؛ اولاً در کنکور قبول شوی و بعد هم زود ازدواج کنی» حسن ختام دیدار این خانواده، پنج بوسه آقا بر گونه راست و یک بوسه بر گونه چپ پسر کلاس اولی شهید بادپا است.
 
عبایی که جا ماند!

نوبت خانواده شهید "حجت‌الاسلام محمّدمهدی مالامیری کجوری" است؛ پدر شهید که از روحانیون است بدون عبا مقابل آقا ایستاده؛ انگار شوق دیدار با آقا، موجب شده عبای پدر شهید جا بماند؛ آقا می‌پرسند: «عبایتان را کجا گذاشتید؟» پدر شهید می‌گوید: "یادم رفت!" آقا می‌گویند: «پس شما اینجا بی‌عبا آمدید و باید یک عبا به شما بدهیم» هدیه‌ای که در پایان دیدار به دست پدر شهید می‌رسد.
 
 
 پدر شهید درباره فرزندش می‌گوید: "استاد دروس سطح عالی حوزه بود" و بعد ادامه می‌دهد: "خوشحال هستیم که خانواده شهید شدیم. تا به حال در مقابل خانواده شهدا و جانبازان احساس شرمندگی می‌کردیم و تازه این شرمندگی از ما برداشته شد." آقا دعا می‌کنند: "خداوند شما را در دنیا و آخرت سرافراز کند." گفت‌وگوی این خانواده شهید با ابراز محبت آقا به دو دختر شهید ادامه می‌یابد؛ یکی از آن دو دختر، همان دختر با موهای دم‌خرگوشی اول این روایت است که حالا خوابش برده؛ همسر شهید هم به آقا می‌گوید: "وقتی شعری را که شما خواندید -ما مدعیان صف اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند- به همراه همسرم دیدیم، خیلی ناراحت شدیم، با صحبتی که آخرین بار با شهید داشتیم، نیت کردیم که اگر فرماندهانش قبول کنند بیشتر از ۴۵ روز در منطقه بماند، بعد از آن را به نیابت از شما در جبهه مقابله با تکفیری‌ها باشد که الحمد الله با شهادت ایشان، این نیت او زیباتر شد" آقا می‌گویند: "خدا ان‌شاءالله سایه شما خانواده شهید را از سر این مملکت کم نکند."
 

خانواده بعدی، خانواده شهید "رضا نقشی قره‌باغ" از آذربایجان غربی هستند؛ آقا به درخواست پدر شهید، دقایقی به زبان آذری با او صحبت می‌کنند.
 

رزمنده یکساله!

شهید "مهدی نوروزی بهاری" شهیدی نام آشناتر است. همان شهیدی که پیش از شهادت، تصاویرش در مقابله با فتنه‌گران سال ۸۸ رسانه‌ای شده بود، و بیش و پیش از تیر داعش به تیغ تهمت و افترای اصحاب فتنه و داعشی های وطنی نواخته شده بود. مادر شهید از پدر مرحوم شهید می‌گوید که او هم جانباز بوده است و بعد مادر آرزوی خود را می‌گوید: "آرزویم است که تمام خانواده‌ام راه مهدی را بروند و شهید شوند." آقا می‌گویند: «آن کسی که در راه خدا دادید ذخیره شما است پیش خدای متعال؛ خدا او را در بانک ذخیره الهی برای شما حفظ می‌کند؛ خدا تمام آنها (فرزندانتان) را حفظ کند.»
 
 

همسر شهید از آماده به رزم بودن فرزند یکساله شهید می‌گوید: "محمد هادی لباس رزم پوشیده و آمده که چفیه‌اش را از شما بگیرد و لبیک‌گو باشد" آقا با خنده می‌گویند: «محمد هادی را می‌گویید؟ خدا ان‌شاءالله محمد هادی را برای شما حفظ کند و نگه دارد و ان‌شاءالله از مردان خوب آینده شود!» آقا بعد از چند بوسه بر سر این رزمنده یکساله به او چفیه می‌دهند. همسر شهید می‌گوید: "تمام این دلتنگی‌ها با این دیدار بر طرف شد" و آقا جواب می‌دهند: «خدا ان‌شاءالله همه این دلتنگی‌های شما را در دنیا و آخرت برطرف کند. ان‌شاءالله عزیز باشید، شما با این روحیه خیلی برای این کشور ارزش دارید، اگر بفهمند؛ بعضی‌ها این را نمی‌فهمند، اگر بفهمند شما خیلی قیمت و ارزش دارید.» پاسخ آقا به برادر شهید هم که از آقا می‌خواهد تا برای شهادتش دعا کنند، جالب است: «خدا ان‌شاءالله شما را برای این کشور نگه دارد و همه بدانند که کشور ایران در آینده به مردان خوب، مؤمن، کارآمد و مجاهد احتیاج دارد؛ نه اینکه جنگ شود؛ منظور این است که این کشور اگر بخواهد رشد کند، اگر بخواهد پیام انقلاب و امام باقی بماند و مانند کلمه طیبه رشد کند، به جوان‌های خوب، به مردان خوب و به زنان خوب نیاز دارد؛ ان‌شاءالله خدا شما را برای آن زمان حفظ کند.»
 
خانواده شهید "علی یزدانی کنزق" خانواده شهید بعدی است که آقا نامش را می‌برند و قرآن هدیه‌شان را امضا می‌کنند. پدر شهید با عکس شهیدش که حالا با اشک نمناک شده، به آقا نزدیک می‌شود و بعد از چند بوسه، با زبان آذری گفت‌وشنودی در‌ می‌گیرد و پدر به پرسش‌های آقا درباره کنزق و محل زندگیش پاسخ می‌دهد.
 
 
شهید یزدانی هم مثل شهید مالامیری دو دختر خردسال دارد. همسر شهید در حالی که یک دختر در آغوش و دست دختر دیگر در دستش است، به آقا می‌گوید: "من به این فکر بودم که اگر خود شهید الان اینجا بود به شما چه می‌گفت. به نظرم تنها یک جمله می‌گفت آن هم این بود که آقا امر کردید و ما گفتیم بسم الله! دو سال پیش هم به من گفت و من گفتم بسم الله!" آقا می‌گویند: «اگر این روحیه شما نبود، مردان‌تان اینجور به دل و سینه دشمن نمی‌رفتند. این روحیه‌های خوب بود که این مردان را وارد این میدان‌ها کرد. خدا ان‌شاءالله شما را حفظ کند.»
 

ازدواج بهشتی

نوبت به آخرین خانواده شهید می‌رسد؛ شهید "محسن کمالی دهقان". پدر شهید بعد از ابراز احساسات، از انقلابی که تشییع پیکر این شهید در شهرشان به‌پا کرده، تعریف می‌کند و از آقا می‌خواهد تا آخرین شعار شهیدش را که قبل از شهادت سر داده است، ببینند؛ فیلمی از لحظات شهادت شهید محسن است؛ آقا دستور می‌دهند ترتیبی داده شود تا این فیلم را ببینند و به پدر شهید می‌گویند: «این نعمت بزرگی است که خدا به شما فرزندی دهد که رفتنش از دنیا، به قول شما، در شهر خودش انقلابی به وجود بیاورد.» پدر، آرزوی مادر برای ازدواج فرزند شهیدش را واگویه می‌کند و می‌گوید: "شهید هر جا خواستگاری می‌رفت، می‌گفت که احتمال شهادتش وجود دارد، و یکی از شروط ازدواجش بود، برای همین هم ازدواج نکرد." آقا دعا می‌کنند: «خدا ان‌شاءالله ازدواج‌های بهشتی را نصیبش کند.» آقا به مادر شهید هم می‌گویند: «شما ما را دعا کنید؛ دل شما پاک است و حالا هم به خاطر شهادت فرزندتان، ان‌شاءالله مهبط انوار الهی است، از این فرصت استفاده کنید هم برای خودتان دعا کنید، هم برای ما، هم برای مردم و هم برای کشور و هم برای دولت دعا کنید.»
 
 

کم کم ضیافت رو به پایان است و حرفهای خانواده‌های شهیدان هم، بیشتر در هم شده. هرکسی هر حرفی دارد، بدون لکنت با رهبر می‌گوید؛ به‌ویژه مادران شهیدان؛ همانهایی که آقا در دیداری درباره آنها گفته بودند: «من در دیدارهای بسیار زیادی که با خانواده‌ شهدا داشتم، یکبار از یک مادر شهید گلایه نشنیدم.»

...چه بسا پیام این دیدار نقل قول یک برادر از برادر شهیدش باشد: "رفتیم تا انتقام حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را بگیریم و آرزو داریم که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما راضی باشند."
[ دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۱۶ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

مظلومیت حضرت زهرا(س) به دلیل «ضعف فهم سیاسی» جامعه بود، نه فقط یکی دو نفر

البته دین و سیاست به هنگام ارتباط با یکدیگر آسیب‌هایی را به دنبال دارند و طبیعی است که عده‌ای از ارتباط دین با سیاست سوء استفاده کنند. خوارج با قرآن به جنگ امیرالمؤمنین(ع) رفتند و خیلی‌ها در طول تاریخ از ارتباط دین و سیاست سوء استفاده کردند، اما این به این معنا نیست که اصل این ارتباط درست نیست.. در غرب هم از «آراء مردم» سوءاستفاده می‌شود. سوء استفاده از رابطه دین و سیاست نیز امری طبیعی است، اگر علم با سیاست نیز مرتبط شود می توان از آن سوء استفاده کرد.

البته دین و سیاست به هنگام ارتباط با یکدیگر آسیب‌هایی را به دنبال دارند و طبیعی است که عده‌ای از ارتباط دین با سیاست سوء استفاده کنند. خوارج با قرآن به جنگ امیرالمؤمنین(ع) رفتند و خیلی‌ها در طول تاریخ از ارتباط دین و سیاست سوء استفاده کردند، اما این به این معنا نیست که اصل این ارتباط درست نیست.. در غرب هم از «آراء مردم» سوءاستفاده می‌شود. سوء استفاده از رابطه دین و سیاست نیز امری طبیعی است، اگر علم با سیاست نیز مرتبط شود می توان از آن سوء استفاده کرد.
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان به مناسبت ایام فاطمیه، به مدت سه شب در فاطمیه تهران سخنرانی می‌کند. در ادامه گزیده‌ای از مباحث مطرح شده در اولین جلسه را می‌خوانید:
 
حضرت زهرا(س) سیاسی‌ترین زن تاریخ بشر است/ مگر سیاست برای دین چقدر اهمیت دارد؟
باید سوال کنیم چرا حضرت زهرا(س) تلاش کردند تا برای امت خود الگوی سیاسی باشند؟ ایشان سیاسی‌ترین زن تاریخ بشر هستند، گریه‌های سیاسی و شهادت حضرت زهرا(س) در متن و صحنۀ سیاست رخ داد. مگر سیاست برای دین چقدر اهمیت دارد؟
ثواب صدقه دادن بیشتر است یا شرکت در انتخابات؟
 
ما همیشه می‌گوییم که سکولار نیستیم و شعار امام(ره) مبنی بر رابطه دین و سیاست را قبول داریم، ولی واقعاً این گونه هست؟ آیا شرکت نکردن در انتخابات را گناه می‌دانیم؟ آیا ثواب صدقه دادن بیشتر است یا شرکت در انتخابات؟ اگر صدقه دادن ۷۰ نوع بلا را دفع کند، پس میزان دفع بلا توسط رأی دادن چقدر است؟ اگر دین ما ثواب صدقه دادن را بیشتر از رأی دادن بداند، به نظر بنده این دین مشکل دارد.
 
وقتی ارتباط «نماز جماعت» با «ولایتمداری» درک نشود، سیاست دین را متوجه نمی‌شویم
 
ما طلبه‌ها و شاید علماء در تبلیغ ابعاد سیاسی اسلام بد عمل کرده‌ایم. بسیار هنرمندانه سعی شده بخش‌های سیاسی اسلام غیرسیاسی بیان شود. «نماز جماعت» تمرین سیاست‌ورزی و ولایت‌پذیری است، اما برخی به نحو دیگر آن را معرفی می‌کنند. «نماز جماعت» تمرین مهم‌ترین موضوع جامعه است، وقتی ارتباط «نماز جماعت» با «ولایتمداری» درک نشود، سیاست دین را متوجه نمی شویم.
سیاست یعنی به فکر مردم و جامعه بودن، یعنی انسان بزرگ شود و شرح صدر پیدا کند. آیا ارزش صداقت فردی بالاتر از سیاست‌ورزی صحیح و صادقانه است؟ خیلی از اوقات اخلاق فردی را مهم می‌دانیم و برای اخلاق سیاسی اهمیتی قائل نیستیم، گاهی اقدامی را در تجارت، روابط اجتماعی و ازدواج بد می‌دانیم، ولی در سیاست بد نمی‌دانیم. هیچ شخصیت وزینی در میان کاسبان برای فروش کالای خودش برخی کارهای سیاستمداران را انجام نمی‌دهد. آیا به اخلاق در امور سیاسی نیاز نداریم؟
 
 
مردم در روز مبعث به یاد «اخلاق» می‌افتند نه «سیاست»/ مهم‌ترین عامل توسعۀ اخلاق سیاست است/ ما طلبه‌ها اسلام را بد معرفی کرده‌ایم
مردم در روز مبعث به یاد اخلاق می افتند یا سیاست؟ در پاسخ باید بگوییم مردم در این روز به یاد اخلاق می‌افتند و این اسلامی است که ما طلبه ها نادرست به مردم معرفی کرده‌ایم. مهم‌ترین عامل توسعۀ اخلاق چیست؟ امیرمؤمنان(ع) در پاسخ می‌فرمایند؛ آموزش سیاست؛ رفتار سیاسیون. اگر اشتباهاتی در سیاست رخ دهد، دیگر سخنرانی‌های اخلاقی نمی‌تواند جبران کند.
بر اساس روایات دین و قدرت دو برادر بوده که همیشه با هم هستند، هرکدام از اینها باید در کنار آن دیگری باشد، دین اساس و قدرت نگهبان آن است، آنچه که اساس نداشته باشد منهدم می‌گردد، چیزی که نگهبان نیز نداشته باشد نابود می‌شود.
البته دین و سیاست به هنگام ارتباط با یکدیگر آسیب‌هایی را به دنبال دارند و طبیعی است که عده‌ای از ارتباط دین با سیاست سوء استفاده کنند. خوارج با قرآن به جنگ امیرالمؤمنین(ع) رفتند و خیلی‌ها در طول تاریخ از ارتباط دین و سیاست سوء استفاده کردند، اما این به این معنا نیست که اصل این ارتباط درست نیست.. در غرب هم از «آراء مردم» سوءاستفاده می‌شود. سوء استفاده از رابطه دین و سیاست نیز امری طبیعی است، اگر علم با سیاست نیز مرتبط شود می توان از آن سوء استفاده کرد.
 
مظلومیت حضرت زهرا(س) به دلیل ضعف فهم سیاسی جامعه بود نه فقط یکی دو نفر
سیاست یک رفتار جمعی است لذا فرهنگ سیاسی یک جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است، مظلومیت حضرت زهرا(س) به دلیل ضعف فهم سیاسی جامعه بود، گاهی شنیده می‌شود مظلومیت حضرت به یکی دو نفر بر می‌گردد، این صحیح نیست و علت مظلومیت حضرت ضعف فهم سیاسی مردم بوده است.
 
مهمترین انتقاد حضرت زهرا(س) به مردم مدینه: زود فریب می‌خورند و رفتارهای غلط را ندید می‌گیرند/ چرا برخی جنایات آمریکا در حمایت از داعش را ندید می‌گیرند؟
باید به دو ویژگی که حضرت زهرا(س) در مورد مردم مدینه بیان کردند توجه شود، مردم مدینه اگر حرف باطل می‌شنیدند زود فریب می‌‌خوردند، آنها بر رفتاری که غلط بوده نیز چشم می‌بستند. (قَالَتْ: مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ الْمُسْرِعَةَ إِلَى قِیلِ الْبَاطِلِ الْمُغْضِیَةَ عَلَى الْفِعْلِ الْقَبِیحِ الْخَاسِرِ؛ احتجاج/۱/۶)
برخی در جامعه کنونی ما جنایات امریکا و انگلیس در مورد داعش را ندید می‌گیرند، چرا این کار را می‌کنند، چرا فعلی را که ضربه می‌زند را ندید می‌گیرید، آیا انسان مجاز است رفتارهای ضد منافع جامعه را ندید بگیرد.
[ دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۰۳ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

چرا حضرت زهرا(س) «سیدة نساء العالمین» خوانده می‌شود

چرا حضرت زهرا(س) «سیدة نساء العالمین» خوانده می‌شود
 
در روایتی از امام جعفر صادق(ع) درباره این سخن رسول‌الله(ص) که «فاطمه سرور زنان اهل بهشت است» پرسیده شد: «آیا فاطمه برترین زن زمان خویش است؟» امام، مریم را سرور زنان زمان خویش و فاطمه را سرور همه زنان بهشت از آغاز تا فرجام جهان معرفی کرد.
چرا حضرت زهرا(س) «سیدة نساء العالمین» خوانده می‌شود
گروه فرهنگ جهان نیوزـ حضرت زهرا(س) در نزد مسلمانان برترین و والامقام‌ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار است. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این دسته از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما مضمونی واحد دارند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: «فاطمه سرور زنان جهانیان است».

اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی شده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی بوده و از زنان برتر جهان معرفی شده است، اما ایشان برگزیده‌ زنان عصر خویش بوده است در حالی که علوّ مقام حضرت زهرا (س) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نیست و در تمامی اعصار جریان دارد.

آنچه در ادامه می‌خوانیم به بررسی و تبیین فرموده حضرت رسول(ص) مبنی بر «سیدة النساء العالمین» می‌پردازد که برگرفته از کتاب «دانشنامه فاطمی» تألیف آیت‌الله علی‌اکبر رشاد انتخاب شده است.

«سیده» مؤنث سید، در لغت به معنای شریف، فاضل، بزرگ، مهتر قوم، دانا و سرآمد در نیکی است. به فاطمه زهرا(س) از آن حیث سیده نساءالعالمین گفته شده که بر اساس آیات و روایات، در تمامی فضایل و کمالات، از همه زنان عالم برتر و الگو و سرآمد همه زنان جهان است.

در ادیان پیش از اسلام، زنان اسوه و کاملی وجود داشته‌اند که از آنان به قداست یاد شده است. در قرآن کریم از ساره، همسر حضرت ابراهیم(ع)، به‌عنوان زنی یاد شده که رحمت و برکات خدا بر او و خانواده‌اش تعلق گرفته است. از آسیه، همسر فرعون، به‌عنوان اسوه پایداری در ایمان به خدا و دل بریدن از شکوه ملوکانه و امید به بهشت و سکونت در جوار خدا یاد شده است. همسر زکریای نبی(ع)، همسری شایسته خوانده شده است که به همراه خانواده‌اش برای کارهای نیک پیشی می‌گرفته، در برابر خداوند فروتن بوده و با بیم و امید دعا می‌کرده است. مریم(س) نیز برگزیده خدا و برترین زن دو عالم معرفی شده است.

در اسلام، از حضرت فاطمه(س) با عنوان سرچشمه خیر کثیر و یکی از ابرار یاد شده است. همچنین آیه‌های تطهیر، مباهله و مودت نیز بیانگر بخشی از برتری ایشان بر دیگر زنان است.

حضرت زهرا محبوب‌ترین فرد نزد رسول خدا(ص) بود. در روایتی، غضب فاطمه(س) غضب خداوند و خشنودی او خشنودی خداوند دانسته شده است. در احادیث، برتری وی با کلماتی چون اصطفا، افضل و سیده بیان شده است. برتری حضرت فاطمه(س) به سبب ویژگی‌ها و فضایلی است که برخی از آنها عبارت‌اند از: دختر پیامبر(ص) بودن، همسری علی(ع)، مادری حسنین و دیگر امامان(ع)، آفرینش نوری، داشتن فضایلی چون علم غیب، ایمان و خداترسی، محدثه بودن. در متون حدیثی شیعه، در بیش از پنجاه روایت که بیش‌تر نبوی هستند، از این مقام با تعابیر گوناگون یاد شده است، نظیر سیده نساءالعالمین، سده نساء اهل‌الجنه، سیده نساء یوم‌القیامه، سیده نساء المؤمنین، سیده نساء هذه‌الامه و سیده نساء‌الاولین و الاخرین.

فراوانی این روایت‌ها و وجود احادیث صحیح در میان آنها، به‌گونه‌ای است که برخی به تواتر اجمالی آنها قائل‌اند. بررسی سند این احادیث نشان می‌دهد که ناقلان طبقه اول احادیث نبوی بیش از بیست تن از صحابه بوده‌اند که عبارتند از: امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع)،‌ امام حسین(ع)، جابربن سمره، جابربن‌عبدالله انصاری، حذیفه‌بن‌یمان،‌ زیدبن‌ثابت، سلمان فارسی، ابو رافع، عایشه، عبدالله‌بن‌جعفر طیار، عبدالله‌بن‌عباس، عبدالرحمن‌بن‌سمره، عمار یاسر، عمران‌بن‌حصین، ابوذر غفاری، ابوسعید خدری، ابوهریره،‌ ام‌سلمه و ام‌ایمن. از منابع شیعه چنین برداشت شده است که اصحاب پیامبر اکرم(ص) لقب سیده نساء‌العالمین را مختص حضرت فاطمه(س) می‌دانستند و او را با این لقب می‌خواندند. در طبقه دوم تابعان، بزرگانی همچون سعیدبن‌جبیر، سعیدبن‌مسیب، سلیم‌بن‌قیس هلالی، اصبغ‌بن‌نباته، مکحول، مجاهد و مسروق قرار دارند. در طبقات پایین‌تر نیز محدثان، دانشمندان علوم اسلامی، مورخان، مفسران قرآن و دیگران این روایات را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند.

افزون بر این احادیث نبوی، امامان شیعه(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) یا در سخنان خویش، از حضرت فاطمه(س) با لقب سیده نساء‌العالمین یاد کرده‌اند، چنانکه در روایتی صحیح از امام جعفر صادق(ع) درباره این سخن رسول خدا(ص) که «فاطمه(س) سرور زنان اهل بهشت است»، پرسیده شد: «آیا فاطمه(س) برترین زن زمان خویش است؟» امام صادق(ع)، مریم را سرور زنان زمان خویش و فاطمه(س) را سرور همه زنان بهشت، از آغاز تا فرجام جهان، معرفی کرد. روایت سرور زنان، در منابع معتبر اهل سنت به شکل سیدة نساء الجنه، سیدة نساءالمؤمنین، سیدة نساء هذه‌ الامة و سیدة نساءالعالمین آمده است. ابن‌ابی‌الحدید، در شرح نهج‌البلاغه، آن را متواتر دانسته است.

عایشه نیز روای حدیثی است که در آن فاطمه(س) سرور تمام زنان این امت معرفی شده است. از جمله در سرآغاز باب «مناقب قرابةالرسول(ص) و منقبت فاطمه(س)، حدیث نبوی «فاطمه سیدة نساء اهل الجنه» را ذکر کرده که نشان‌دهنده اعتبار بسیار این حدیث در نزد وی است. حدیث مذکور مشهورترین حدیث در بیان سروری حضرت زهرا(س) نزد اهل سنت بوده و نقل آن با چند سند در صحیح‌البخاری، آن را در بالاترین درجه اعتبار نزد اهل سنت قرار داده و از طریق آنان در کتاب‌های حدیث شیعه نیز نقل شده است.

در روایتی دیگر از عمران‌بن‌حصین، از زهرا(س) با لقب‌های سیده نساءالعالمین و سید نساء عالمک یاد شده است. وی پس از دادن گزارشی از همراهی خویش با پیامبر(ص) در عیادت فاطمه(س) که از شدت گرسنگی بیمار شده بود، گفته است که رسول خدا(ص)، پس از تأکید بر شکیبایی زهرا(س)،‌ ایشان را برترین زن جهان معرفی کرد. نبی اکرم(ص) در پاسخ به پرسش حضرت زهرا(س) درباره جایگاه مریم(س)، حضرت مریم(س) حضرت فاطمه(س) را سرور زنان دوران خودشان خواند. بر اساس این روایت، مقایسه برتری فاطمه(س) و مریم(س)، مقایسه دو زن کامل در دو امت است و چون امت اسلام،‌ به استناد آیه 110 سوره آل‌عمران، برترین امت است، زهرا(س) نیز برترین زن جهان است. در روایتی از پیامبر(ص) نیز بر این مطلب تصریح شده است.

علاوه‌بر این، برای حضرت زهرا(س) القاب متفاوت ذکر شده است که بر سیادت عام ایشان دلالت می‌کند، چنانکه در روایت جابربن سمره از نبی اکرم(ص)، از فاطمه(س) با لقب سیده‌نساء یوم‌القیامه، در گزارش عبدالله‌بن‌عباس با لقب خیرةالله و در روایت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) با لقب سیده‌نساء اهل الجنه یاد شده است.

دانشمندان بزرگ شیعه، همچون شیخ طوسی و ابن‌قولویه قمی، این القاب را در زیارت‌های متعدد،‌ در کتاب‌های معتبر خود نقل کرده‌اند. با توجه به مشهور بودن اختصاص این القاب به حضرت زهرا(س) در میان طبقه اول و فراوانی احادیث، بلکه تواتر معنوی آنها، برخی از علمای شیعه، همچون سیدمرتضی، برتری مطلق حضرت فاطمه(س) را بر همه زنان جهان، از اول تا آخر، اجماعی دانسته‌اند.
منبع: فارس
[ دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۵۲ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

اگر می‌خواهید آه یتیمان و زنان بیوه، دامن شما را نگیرد، در پی استیفای حقوق آنان باشید

نامه جمعی از خانواده‌های شهدای فاجعه منا به ظریف؛
اگر می‌خواهید آه یتیمان و زنان بیوه، دامن شما را نگیرد، در پی استیفای حقوق آنان باشی
جمعی از خانواده های شهدای فاجعه مکه و منا با انتشار نامه سرگشاده ای به وزیر امور خارجه، از وی خواستند "عاقلانه و محکم در پی استیفای حقوق" کودکان یتیم و زنان بیوه و خانواده های داغدار این مصیبت بزرگ باشد.
اگر می‌خواهید آه یتیمان و زنان بیوه، دامن شما را نگیرد، در پی استیفای حقوق آنان باشید
گروه سیاست جهان نیوز ـ در بخشی از این نامه آمده است: یادتان باشد هرجا درباره شهدای مکه و منا صحبت می کنید، این انتظار خانواده ها را به یاد و زبان خود بیاورید؛ که آکنده از خشم و نفرت هستند، و فرزندان این شهدا با این حس نفرت رشد می یابند و حق انتقام را در قلب خود پرورش میدهند، و پیگیری حقوق شرعی و قانونی خود و خانواده های داغدار را از کشور خود خواستار خواهند شد.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای ظریف
وزیر محترم امور خارجه

به عنوان یکی از اعضای خانواده شهدای منا و به نمایندگی از همه خانواده های داغدار چند کلمه برایتان مینویسم.

پنج ماه پیش در دوم مهرماه و در روز عید قربان، عزیزان ما در تشنگی و گرما و خستگی، در حالی که ماموران ارتش و پلیس سعودی از عبور آنها از کوچه های دیگر ممانعت میکردند، حجاج را به خیابان 204 منا سوق دادند. در حالی که راه خروج این خیابان را نیز توسط پلیس سعودی بسته بودند و همچنین جمعیتی متراکم در پی هم وارد این خیابان می شدند.

و جهان دید که چه فاجعه ای رخ داد! بیش از هفت هزار حاجی طی چند ساعت به چه شکل دعوت حق را لبیک گفتند!

آقای ظریف خواندن این چند خط خیلی راحت است اما این فاجعه جانسوز دل هایی را چنان سوزاند که هنوز داغ آن تازه است و مهمتر از همه آتشی است که همچنان در قلب خانواده ها شعله ور شده.

کودکانی یتیم شدند که سال های سال با بغض خواهند گفت کاش ما هم بابا داشتیم.

زنان جوانی را از تکیه گاه و شریک زندگی محروم ساختند، که هنوز به خود نیامده اند و نمیدانند فرزندان خود را آرام کنند، و یا اشک های خود را از آنان بپوشانند یا با خاک تازه همسرانشان قصه تنهایی را بازگو کنند!
پدران و مادران داغداری که جگر گوشه هایشان را در این فاجعه از دست دادند؛ دیپلماسی لبخند شما را در مقابل حکومت فاسق و بی کفایت سعودی درک نمیکنند.

همانگونه که وزیر امور خارجه سعودی درک نکرد و سخنان شما را مضحک تلقی کرد، و خود شاهد تمام اظهارات مقامات سعودی از ابتدا تا کنون بوده اید.

آقای ظریف این جمله شما که فرموده ايد ما حتی وقتی 500 تن از زائران ایرانی در عربستان شهید شدند؛ رابطه خود را با برادران سعودی قطع نکردیم، ما را در حیرت نهاده که آیا استفاده خارجی دارد یا داخلی؟! منفعت سیاسی دارد یا بین المللی؟

دلیل برادر شمردن سعودی ها از سوی شما چه دلیلی میتواند داشته باشد؟

نفع شخصی که نداشت، چون با تمسخر شما، دیپلماسی دولت توسط وزیر مریض سعودی به سخوه گرفته شد.

حتی موجب عزت و به رخ کشیدن بزرگی و قدرت ملت ایران هم نشد.

دیدید که نشستند و نقشه کشیدند، و بعد از یک روز خبر فروشی کردند که عربستان از چند سال پیش بمب اتمی در اختیار دارد. و تا کنون منتظر بوده تا ایران آزمایش اتمی انجام دهد.

به نظر شما این عمل شخص وزیر خارجه کشور بزرگی همچون ایران؛ میتواند ادامه راه مقام معظم رهبری که بعد از فاجعه منا با سخنان خود مقامات سعودی را به زانو درآورد باشد؟

حکومت زور و فاسد و انگلیسی اسرائیلی زبان دیگری را بهتر میفهمد.

آقای ظریف حواستان را جمع تر کنید. حتی برای سیاست هم که شده از این پس، خون شهدای مکه و منا و مظلومیت دو کودک ایرانی در فرودگاه جده را به این آسودگی خرج نکنید!

اگر میخواهید آه این خانواده ها و کودکان یتیم و  زنان بیوه و خانواده های داغدار دامن شما و همکارانتان را در دولت و دستگاه دیپلماسی نگیرد عاقلانه و محکم در پی استیفای حقوق آنان باشید.

در کارآمدی شما هیچ شکی نیست، اما از هر راهی که میدانید و با زبانی که صلاح میدانید دولت عربستان را مجبور کنید اشتباه خود را بپذیرد، در خصوص این فاجعه عذرخواهی کند، و خسارت پرداخت کند، و  هزینه های این بی کفایتی و بی تدبیری را بپردازد.

حرمت شما را نگه داشته ایم تا دشمن از دیدن این بیانیه از این پندار خوشحال تر نشود که در داخل با هم اختلاف داریم.

اما یادتان باشد هرجا درباره شهدای مکه و منا صحبت میکنید، این انتظار خانواده ها را به یاد و زبان خود بیاورید؛ که آکنده از خشم و نفرت هستند، و فرزندان این شهدا با این حس نفرت رشد می یابند و حق انتقام را در قلب خود پرورش میدهند، و پیگیری حقوق شرعی و قانونی خود و خانواده های داغدار را از کشور خود خواستار خواهند شد.

(به امید کسب رضایت آقا امام زمان عج)

سید محمودرضا حسینی  به نمایندگی خانواده های شهدای منا
استاد دانشگاه و برادر شهید سید حمیدرضاحسینی خبرنگار اعزامی صداوسیما در حج
[ دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۵۰ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

محبت به فاطمه(س) در یکصد جا به درد مى‌خورد

رسول اکرم صلی الله علیه و آله: سلمان! محبت به فاطمه(س) در یکصد جا به درد مى‌خورد: از جمله آنها هنگام مرگ، برزخ، ميزان، محشر، پل صراط و محاسبه اعمال.
مشرق-  از سلمان نقل شده كه پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:

اى سلمان! هر كس دخترم فاطمه(س) را دوست بدارد، او در بهشت و كنار من خواهد بود و هر كس او را دشمن بدارد گرفتار آتش مى‌شود.

سلمان! محبت به فاطمه(س) در یکصد جا به درد مى‌خورد: از جمله آنها: هنگام مرگ، عالم برزخ، درياى ميزان، عرصات محشر، پل صراط و محاسبه اعمال....

سلمان! واى بر كسانى كه به او ظلم كنند و واى بر آنان كه به شوهر او جفا نمايند، واى بر ستمگرانى كه به فرزندان و شيعيان وى ستم كنند.

 متن حدیث:

يا سلمان! من احب فاطمه بنتى فهو فى الجنه معى، و من ابغضها فهو فى النار. يا سلمان! حب فاطمه ينفع فى ماه من المواطن، ايسر ذالك المواطن الموت و القبر و الميزان و المحشر و الصراط و المحاسبه... يا سلمان! ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها اميرالمومنين عليا، و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها.
[ دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۱۰ ق.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

وجوه و نظاير رحمت در قرآن‌

وجوه و نظاير رحمت در قرآن‌

در قرآن كريم‌، رحمت در معاني متعددي به كار رفته است‌:

1. نعمت‌، نعمتي كه باعث كرامت شده‌؛ (بقره‌،157)

2. لطف و احسان و توفيق‌؛(بقره‌،178)

3. رسالت و نبوت‌؛(بقره‌،105)

4. گذشت‌، بخشش گناه و مغفرت‌؛(بقره‌،64)

5. پاداش آخرت‌، بهشت‌؛(آل‌عمران‌،107)

6. عطوفت و رأفت‌؛(آل‌عمران‌،159)

7. ياري و نصرت‌؛(نسأ،112)

8. باران‌؛(اعراف‌،57)

9. راحتي‌، گشايش‌، عافيت و خير؛(يونس‌،21)

10. رزق و وسعت روزي‌؛(اسرأ،28)(ر.ك‌: دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهي‌، بهأالدين خرمشاهي‌، مدخل "رحمت‌".)


[ يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۳۰ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

اذکاری برای تسهیل ازدواج


اذکاری برای تسهیل ازدواج


نقل شده که هرکس این سوره قرآن را با خود همراه داشته باشد و نزد کسانی که خواهان تزویج با آنان است برود، به او همسر می‌دهند.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از جام نیـوز بدون شک انسان باید در امور مهم زندگی مانند ازدواج از خداوند متعال استعانت بطلبد و ائمه اطهار علیهم السلام نیز در احادیث و روایات مختلف، جوانان را به خواندن دعا و نماز برای یافتن همسری مؤمن و شایسته سفارش کرده‌اند.
 از این رو مجموعه‌ای از آیات و ادعیه مرتبط با خواستگاری و ازدواج را از منابع اسلامی برای شما کاربران گرامی گردآوری کرده‌ایم:
 ۱- رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا  
 سوره فرقان / آیه ۷۴ (این آیه شریفه را همیشه در اوقات مختلف علی الخصوص قنوت نماز و سجده بعد از نماز بخوانید.)
 ۲- حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) فرمودند: هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره فاتحه الکتاب و سوره یس را بخواند، وقتی که از نماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار، این گونه بگوید:
 اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَهً صَالِحَهً وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً قَنُوعاً غَیُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُکَ وَ لَا أَجِدُ إِلَّا مَا قَسَمْتَ لِی.
 فَمَنْ فَعَلَ ذَلِکَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا سَأَلَ ثُمَّ إِذَا زُفَّتْ إِلَیْهِ وَ دَخَلَتْ عَلَیْهِ فَلْیُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ لْیَمْسَحْ یَدَهُ عَلَى نَاصِیَتِهَا وَ لْیَقُلِ: اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی أَهْلِی وَ بَارِکْ لَهَا فِیَّ وَ مَا جَمَعْتَ بَیْنَنَا فَاجْمَعْ بَیْنَنَا فِی خَیْرٍ وَ یُمْنٍ وَ بَرَکَهٍ وَ إِنْ جَعَلْتَهَا فُرْقَهً فَاجْعَلْهَا فُرْقَهً إِلَى خَیْر
 ترجمه دعا:
 پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریءالذمّه کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته ام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی. (بحارالانوار،ج۱۰۰،ص۲۶۷)
 ۳-  ابابصیر می‌گوید که امام صادق(ع) به من فرمود: زمانی که یکی از شما می‌خواهد ازدواج کند، چه می‌کند؟ گفتم نمی‌دانم(!)
 فرمود: زمانی که همت کرد تا ازدواج کند، پس باید دو رکعت نماز بخواند و خدا را حمد گوید و سپس اینگونه دعا کند:
 «اللَّهُمَّ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِی مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِی فِی نَفْسِهَا وَ فِی مَالِی وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَکَهً وَ قَدِّرْ لِی وَلَداً طَیِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی»
 «خدایا من می‌خواهم ازدواج کنم، برای من از بین زنان، پاکدامن‌ترین آنها را مقدر کن؛ زنی که درباره خود و اموال شوهرش حفیظ‌ترین باشد و رزقش زیادترین و برکتش بزرگ‌ترین باشد و فرزندانی برایم مقدر کن که بازماندگانی صالح برای من باشند در زندگی و پس از وفاتم.» (الکافی۳/۴۸۱ و الفقیه۳/۳۹۴)
 ۴- درباره سوره طه؛ نقل شده که هرکس آن را با خود همراه داشته باشد و نزد کسانی که خواهان تزویج با آنان است برود، به او همسر می‌دهند.
 پیغمبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «هر کس سوره (طه) را بنویسد و در پارچه سبزی قرار داده و به خواستگاری برود، خواستگاری اش رد نمی شود و حاجتش برآورده می شود.» (تفسیرالبرهان، ج۳، ص۶۹۶)
 امام صادق(ع) فرمودند: «هر کس که خواستگاری ندارد یا به خواستگاریش جواب نمی دهند سوره طه را بنویسد و بشوید و آب آن را بر صورت خود بریزد، خداوند ازدواجش را آسان می‌کند.»

[ يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۳۸ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

خصوصیات انسان مومن در قرآن کریم

خصوصیات انسان مومن در قرآن کریم

خصوصيات مؤمنين در قرآن به چه صورت بيان شده است؟
  مؤمن از ريشه «امن»، يعني؛ رساندن خود يا ديگري به امنيت يا گرويدن، يا در امان گرفتن است، و در اصطلاح اسلام به معناي اذعان و تصديق به چيزي و التزام به لوازم آن است، مثلاً ايمان به خداوند در واژه‌هاي قرآني به معناي تصديق به يگانگي او، و پيغمبرانش و تصديق به روز جزاء و بازگشت به سوي او، و تصديق به هر حكمي است كه فرستادگان او آورده‌اند البته ايمان با پيروي عملي مي‌باشد. به همين خاطر در قرآن هرجا كه صفات نيك مؤمنين را مي‌شمارد و يا از پاداش جميل آنها سخن مي‌گويد به دنبال ايمان، عمل صالح را هم ذكر مي‌كند.
مثلاً مي‌فرمايد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى وَ حُسْنُ مَآبٍ»(كساني كه ايمان آورده و عمل صالح مي‌كنند خوشا به حال آنان كه سرانجام نيك دارند.) ...

صفات مؤمنين در قرآن بطور مفصل بيان شده است ولي براي رعايت اختصار به بعضي از آنها اشاره مي‌نمائيم.
الف: صفات فردي:
1. خشوع در نماز «الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» يعني: «مؤمنين كساني هستند كه در نماز خويش خاشع و فروتن هستند و ديده بر سجده‌گاه خود دارند و به اين سو و آن سو نمي‌نگرند و دلشان در گرو مهر و عشق به خداست.
2. دوري از گفتار و عملكرد بيهوده «وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» مردم با ايمان كساني هستند كه از هر گفتار و نوشتار و عملكرد بيهوده و بي‌ثمر و بي‌اهميت روي مي‌گردانند. چراكه به باور آنان چنين گفتار و كردار بيهوده و زشت و ناپسند است و بايد از آن دوري جست.
3. پاكدامني: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» آنان (مؤمنان) كساني هستند كه دامن خويش را حفظ مي‌كنند، منظور از حفظ دامن خويش، اين است كه رابطة جنسي آنان تنها در قلمرو خانه و خانواده، و در چهارچوب مقررات شرعي و اخلاقي و انساني است. و هرگز خود را با پستي و زشتي گناه آلوده نساخته، و دامان به حرام و گناه نمي‌آلايند، و چشم و دل و جسم را از حرام حفظ مي‌كنند.
4. دوري از بدگماني، غيبت، بدگوئي، تجس
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً» ترجمه: «اي كساني‌كه ايمان آورده‌ايد دوري گزينيد از بعضي گمان‌هاي (بد)، كه آن گمانها گناه است، و تجسس در عيوب ديگران نكنيد (از چيزهائي كه از بدي ايشان بر شما پنهان است) و غيبت و بدگوئي از يگديگر نكنيد.
5. مقام تسليم:
مؤمن تمام امور وجودي خود را به اختيار خداوند واگذار مي‌كند و در قرآن كريم، حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ از خداوند چنين مقامي را مي‌طلبد «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ»
6. مقام يقين:
مؤمن اعتقاد جازم نسبت به اصول دين و فروع دين دارد، مثلاً ممكن نيست انسان اعتقاد قطعي بروز حساب داشته باشد، و همواره آن روز را در خاطر داشته و بياد آن باشد در عين حال پاره‌اي گناهان را مرتكب شود (و بالاخرة هم يوقنون) چنين كسي نه تنها مرتكب گناه نمي‌شود بلكه از ترس، بقرق گاه‌هاي خدا، نزديك هم نمي‎گردد.
7. تواضع و فروتني، «الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»(آنان بر روي زمين متواضعانه راه مي‌روند.)
8. حلم و بردباري: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» (و زماني كه جاهلان، به آنان خطاب ـ جاهلانه ـ كنند با سلام و بيان خوش جواب دهند.)
9. شب زنده‌داري: «وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً» (و آنان كه شب را براي پروردگارشان به روز مي‌آورند در حالي كه سجده كننده و قيام كننده هستند.)
10. توحيد خالصانه: «وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ» كساني هستند كه با خدا معبود ديگري را نمي‌پرستند.
11. كريمانه از لغو گذشتن: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» و چون با لغو مواجه شوند، بزرگوارانه از آن مي‌گذرند.
12. تدّبر در آيات الهي: «وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً» و كساني هستند كه چون به آيات پروردگارشان تذكر داده شوند همچون كرها و كورها بر آن آيات نمي‌افتند.
ب: رفتارهاي (خصوصيات) اجتماعي
1. هجرت و جهاد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ»كساني كه ايمان آ‌وردند مهاجرت كردند و جهاد نمودند در راه خدا با مالها و جانهاي خود، بزرگترين درجه را نزد خداوند دارند و آنان خود رستگارانند.
2. شهادت طلبي: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشعُرُونَ»و نگوئيد دربارة كساني كه در راه خدا كشته شده‌اند مردگانند بلكه زنده‌گانند اما شما نمي‌فهميد.
3. انتخاب دوست: «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقيةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» نبايد مؤمنان كافران را دوست خود گيرند، و هر كس چنين كرد چيزي پيش خدا ندارد، مگر آنكه از ايشان تقيه كند، يك تقيه مصلحتي و بظاهر، براي مدتي دوستي كنيد و خداوند شما را از خود مي‌ترساند، و به سوي خداوند است بازگشت.
4. امر به معروف و نهي از منكر
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ، بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[13] مردان و زنان مؤمن همه ياور و دوستدار يكديگرند، همديگر را به كار نيكو امر و از كار زشت باز مي‌دارند.
5. پرداخت زكاة: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ» مردم با ايمان كساني هستند كه زكات و حقوق مالي خويش را مي‌پردازند.
6. دوري از ربا: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبا أَضْعافاً مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَاغي مؤمنان ربا را چند برابر نخوريد و تقواي الهي داشته باشيد، شايد رستگار شويد.
7. امانت‌داري: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» مردم با ايمان كساني هستند كه رعايت‌گر امانت‌هاي مردم و عهد و پيمانهاي خود با ديگران‌اند.
از اين روهم به ويژگي امانت و امانت‌داري آراسته‌اند و هرگز دست و دل و ديده به خيانت باز نمي‌كنند و هم در زندگي خويش از عهد شكني به دوراند و به پيمان‌هاي خود وفا مي‌كنند.
با توجه به مطالب مذكور روشن مي‌شود، مؤمن كسي است كه اعتقاد قلبي به دستورات خداوند داشته باشد و به آن‌ها عمل كند. در اين صورت است كه محبوب خداوند تعالي مي‌گردد و زندگي نيكو و سعادت‌مندي خواهد داشت «و من يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً»هركس تقواي الهي پيشه كند (خدا ترس و پرهيزگار باشد) خداوند راه بيرون شدن (از عهدة گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او مي‌گشايد. و از جايي كه گمان نبرد به او روزي عطا كند و هركه (در هر امري) بر خدا توكل كند خدا او را كفايت خواهد كرد كه خدا امرش (بر همه عالم) نافذ و رواست و بر هر چيز قدر و اندازه‌اي مقرر داشته است.
[ شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۳۳ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]

کیمیای محبت

شیخ رجبعلی خیاط(ره):

در بیداری سحر آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها می توان حاصل نمود،

از گدایی سحرها کوتاهی نکنید، که هر چه هست در آن است. عاشق، خواب ندارد

و جز وصال محبوب چیزی نمی خواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال هنگام سحر است.


                                                                                                       کیمیای محبت


»روزی در حرم امام رضا(ع) جوانی نزد من آمد و پرسید: اگر بخواهم زنگار دلم را پاک کنم باید چه کنم.؟

از این جوان و سؤالی که پرسید خیلی خوشم اومد.

به او گفتم برای پاک کردن دلت چند راه ساده وجود دارد؛ 

اول اینکه از قرائت قرآن مخصوصا سحرها غفلت نکن.

دیگر اینکه زیاد استغفار کن 

و یک راه دیگر که البته آن زمان به آن جوان نگفتم و الان به شما می‌گویم؛ محبت به بچه یتیم است.

تا می‌توانی به یتیمان محبت کن و دست نوازش بر سرشان بکش.

آیت الله «احمد مجتهدی تهرانی»


فردی نامه ای بدین مضمون خدمت آیت الله العظمی بهجت(ره) همی نویسد که مدتی است مشکلات زیادی از جمله مریضی خود و عیال و فرزندان برایم پیش آمده، لذا از آن مرجع عالیقدر یاری می طلبم که ما را راهنمایی فرمایند حضرت آیت الله بهجت در جواب ایشان می فرماید: «ضمن این که صدقه می دهید، دو سوره «ناس» و «فلق» را تکرار فرمایید و ذکر شریف «لا حول و لا قوة الّا بالله» را زیاد تکرار کنید. خداوند شما را موفّق بدارد«.

[ شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۰۰ ب.ظ ] [ محب مهدی ]
[ ۰نظر ]